











بنام خداوند جان و خرد
گزارش صعود قله بل
تاریخ :پنجشنبه و جمعه : ۱ و ۲ خرداد ۱۴۰۴
زمان برنامه: دو روزه
طول پیمایش رفت و برگشت: ۱۶ کیلومتر
وضعیت آنتن دهی: متوسط
ارتفاع قله: ۴۰۵۰ متر
نوع برنامه: نیمه سنگین
ارتفاع پای کوه: ۲۶۵۰ متر
سرپرست وامداد: لطف ا… هوشمند
سرقدم وراهنما: نعمت ا… قشقایی
عکس وگزارش : رسول ناصری پور
توضیحات
قلهی بل بلندترین قلهی کوهستان سفید از منطقه زاگرس مرکزی و بلندترین قلهی استان فارس میباشد، که در بخش مرکزی و جنوب شرقی شهرستان اقلید واقع شده است. ارتفاع شهر اقلید از سطح دریا حدود ۲۳۰۰ متر است، که یکی از بلندترین شهرهای ایران بشمار میآید.
جهت صعود قله بل، مسیرهای متعددی وجود دارد که از جمله آنها میتوان به جبهه غربی (دره لایشکفت)، جبهه شرقی (باغ ضرغامی) و مسیرهای شمالی، شمال غربی و شمال شرقی اشاره کرد.
جبهه غربی رایجترین مسیر صعود است و از منطقه لایشکفت، که حدود ۸ کیلومتر از اقلید به سمت جنوب قرار دارد، آغاز میشود.
پوشش گیاهی: شیرین بیان، بومادران، کتیرا، سنبل وحشی، گل گاوزبان، تره کوهی، آویشن، بوتههای گون، آلبالو وحشی، زاز ، گینه خروسی، درختچههای خوشک، ارژن.
گونههای جانوری: خرس قهوهای، قوچ، گراز، گربه وحشی، سنجاب، کفتار، گرگ.
این منطقه جزو مناطق حفاظت شده زیست محیطی و قرق منابع طبیعی و آبخیزداری میباشد. چرای دام در منطقه با محدودیت روبروست.

گزارش برنامه
طبق قرار قبلی روز پنجشنبه مورخ یک خرداد ماه ۱۴۰۴ از شهرک گلستان شیراز با خودرو شخصی راس ساعت چهار عصر به سمت شهر اقلید حرکت کردیم. در بین راه در ساعت حدود پنج و نیم عصر در منطقه کامفیروز در کنار رودخانهای پر آب جهت صرف چای و دیدن مناظر زیبای طبیعت توقف کوتاه نیم ساعتهای کردیم و دوباره به حرکت ادامه داده و با عبور از روستاهای سده و آسپاس و دشتهای سرسبز و دشت نمنان که حدودا سردترین منطقه فارس میباشد، به شهر اقلید رسیدیم. با توجه به اینکه طبق برنامه تصمیم به شب مانی در محل شروع پیمایش یعنی پارکینگ کوهنوردان را داشتیم، در نزدیکهای پارک انقلاب شهر اقلید، از دو نفر مردم محلی اطلاعاتی راجع به مسیر خاکی دسترسی به محل پارکینگ کوهنوردان کسب کرده و بطرف آن مسیر ادامه راه داديم.
درست در مجاور پمپ بنزین فروتن، وارد کمربندی کارخانه قند شدیم. کمی جلوتر از سمت راست جاده خاکی تابلوی ‘قله بل’ مشاهده نمودیم. این جاده حدود ۸ کیلومتری مسیر پارکینگ کوهنوردان است. پس از طی مسافتی به دو راهی میرسیم که باید مسیر کف دره را ادامه داد. البته یک پل نیمه کاره بتونی و سنگ نوشته کنار جاده خاکی مسیر حرکت به سمت پارکینگ را مشخص کرده بود. جاده خاکی تقریبا مسطح میباشد و در امتداد دره کشیده شده هست که کمکم ارتفاع میگیرد. ساعت ۹ شب به انتهای جاده خاکی کنار یک آبگیر کوچک و یک نهر آب که محل پارک خودروهای کوهنوردان میباشد، رسیدیم. تنها جای مناسبی هست که نزدیک نقطه شروع صعود بوده و آب نیز در دسترس هست. حدود ده دوازده ماشین مربوط به کوهنوردان پارک و چادرهایشان برپا کرده بودند. ما نیز پس از بررسی و ارزیابی چند محل جهت برپایی چادر، محلی انتخاب و شروع به برپایی جادرها نموده و بعد از مستقر شدن و چیدن وسايل، به سرعت شام و چای آماده کردیم. بعد از صرف شام و گشت و گذاری مختصر در محدوده اسکان چادر و جنب آبگیر، در ساعت ۱۰:۳۰ کم کم آماده خواب و استراحت میشدیم. پردهی شب بر فراز کوهستان افتاده و سکوت دلانگیز طبیعت، جای هیاهوی روز را گرفته بود. آسمان، جامهای نیلگون بر تن کرده و تنها نور ستارگان، روشنایی شبمان بودند.
چادرمان در کنار آبگیری کوچک بود. جایی با نسیمی ملایم و صدای دلنشین قورباغههایی که در دل آبگیر آواز میخواندند. آواهایی یکنواخت و دلنواز که گویی از دل طبیعت برخاسته بودند برای نواختن لالایی شبانه. در دل این موسیقی شب، صدای جیرجیرکها هم به گوش میرسید. نغمهای ظریف و مداوم که همچون زمزمهای آرام، در گوشه و کنار شب میپیچید. گاهی صدای زنگوله گوسفندان و واقواق سگ های نگهبان از دور دست به گوش میرسید، حضوری آشنا و اطمینانبخش، که مراقب آرامش سکونتگاه ما بود.
گفتگوها آرام بود، شاید از احترام به سکوت طبیعت یا شاید بهخاطر عمق آرامشی که حس میکردیم.
وقتی سر در کیسهخواب فرو بردیم، تنها صدایی که باقی مانده بود، سمفونی آرام قورباغهها، جیرجیرکها و گاهگاه واق واقی کوتاه از دل تاریکی بود. در آن لحظه، کوهستان برایمان نه فقط مکانی برای استراحت، بلکه خانهای حقیقی شده بود. جایی برای لمس سکون، طبیعت و خویشتن.
طبیعت و حال و هوای کوهستان چنان لذتی داشت، که من حیفم میآمد بخوابم ولی نمیدانم کی و چند ساعت بعد به خواب رفتم. البته ناگفته نماند که يکی دو بار صدای گوش خراش موتور سیکلت های عبوری از دور و همچنین ناهمواری سطح محل خواب باعث بهم خوردن خوابی راحت ماگردید. طبق برنامه زنگ هشدار ساعت برای ۳:۳۰ صبح فردا تنظیم شده بود. ساعت ۳:۳۰ صبح، زنگ هشدار بیدار باش ساعت بصدا درآمد و همگی از خواب برخواسته و پس از مهيا کردن آب گرم جهت چای و جمع کردن وسایل و چادرها و جانمایی آنها در ماشین، ساعت ۴:۴۵ صبح شروع پیمایش کرديم. مسیر صعود ابتدا از کف دره شروع و کم کم از سمت راست از دره فاصله و ارتفاع میگیرد. شیب ابتدا ملایم و کمکم تند میشود. هوایی بسیار مطبوع و خنک و نسیمی ملایم همگی به استقبال مان آمدند.
تا اولین چشمه شیب ملایم بود. ساعت ۶:۱۵ توقف کوتاهی جهت رفع تشنگی در کنار اولین چشمه نموده و مسیر پاکوب سمت چپ را انتخاب کرده و تا پناهگاه که شیب تندتری داشت، را پشت سر گذاشتیم و ساعت ۷:۲۰ به گردنه کوچکی که پناهگاه درست در وسط آن قرار داشت رسیدیم. محل پناهگاه بر سر گردنه ای کوتاه مشرف به یک دشت کوچک در ارتفاع ۳۵۳۰ متری، در کنار یک چشمه آب گوارا ساخته شده که دارای دو سرویس بهداشتی بتونی مجزا میباشد. در کنار پناهگاه دشت مسطح و سرسبزی واقع شده که منظرهای بس زیبا را در جلو دیدگان مان به تصویر کشیده بود.
یک توقف ۴۰ دقیقهای برای صرف صبحانه و استراحتی کوتاه کنار چشمه آب گوارای کنار پناهگاه داشتیم. پس از صرف صبحانه، به سمت یال روبرو حرکت کردیم. همه چیز طبق برنامه پیش میرفت. هوا عالی، گروه پرانرژی، مسیر پر از زیباییهای بهاری، با هر قدم نفس تازه میکردیم و هر از گاهی عکس میگرفتیم.
پس از فراز و نشیب های چندی روی یال اصلی قله قرار گرفتیم. در ادامه مسیر صخرهای میشود. در نزدیکهای قله، قدری هم دست به سنگ شدیم و پس از تراورس قلهی فرعی به شیب نسبتا تند زیر قله رسیدیم. در نهایت پس از ۵ ساعت (۴ ساعت و ۲۰ دقیقه پیمایش و استراحت ۴۰ دقیقهای جهت صرف صبحانه) ساعت ۹:۴۵ همگی بر روی قلهی زیبای بل، تماشاگر زیباییهای این کوهستان زیبا و منطقه سرسبز اطراف بودیم. گروههایی از بوشهر، صفا شهر و سایر شهرها و تعدادی نیز کوهنوردان محلی بودند که اکثریت بسیار خوش برخورد و خوش مشرب بودند. حدود ۴۵ دقیقه در قله جهت استراحت و عکسبرداری توقف کرديم. پس از عکسبرداری و استراحتی کوتاه و صحبت با چند همنورد آشنا از سایر گروهها، مسیر بازگشت را در پیش گرفته و ساعت ۱۱:۴۰ مجدد به پناهگاه برگشتیم. بیست دقیقهای استراحت کرده و سپس از همان مسیر صعود با چند توقف خيلی کوتاه جهت رفع تشنگی فرود آمده و ساعت ۱۴:۱۰ به محل پارکینگ ماشین پای کوه رسيديم. حدود ربع ساعتی وسایل و کوله ها را در ماشین قرار داده و بعد از شست و شوی دست و صورت، بطرف شهر اقلید و در ادامه سمت شیراز حرکت کردیم.
ساعت چهار عصر در بین راه، کنار رودخانه تيره باغ جهت صرف نهار دو ساعتی توقف کرده و بعد از مهیای چای و نهار و صرف آن، مجدد بطرف شیراز از مسیر مرودشت و صدرا حرکت و وقتی عقربههای ساعت روی عدد ۲۰ قرار گرفتند به شیراز، شهرک گلستان رسیدیم و این برنامهی فوق العاده، بیکم و کاست و عالی به پایان رسید.
به امید صعودهای دلچسب در آینده بسیار نزدیک.
سالم و برقرار باشید.
رسول ناصری پور



