











بنام خداوند جان و خرد
اى دیو سپید پاى در بند
اى گنبد گیتى، اى دماوند
گزارش صعود قله دماوند
تاریخ اجرا: ۱۳ الی ۱۷ مرداد ۱۴۰۴
طول پیمایش رفت و برگشت: ۲۵ کیلومتر
وضعیت آنتن دهی: متوسط
سرپرست: ماهرخ ارجی
مربی: محمدحسن شاکر
سرقدم: ماهرخ ارجی
عقبدار: رضا اسماعیلی
عکاس: محمدحسن شاکر
امداد: صغری قلاتی
گزارشگر: رسول ناصری پور
سایر همنوردان:
علیرضا زارع، مهدی ابراهیمی، زهرا کریمی، مریم بهمنی، زهرا مصطفوی، ساناز ناظریراد، ریحانه مرتضوی، اقدس قاضی زاده، فرنگیس رنجبر، لیلا شهبازی


توضیحات
قله دماوند، بلندترین قله ایران و خاورمیانه، بهعنوان یک نماد ملی و طبیعی، جایگاه ویژهای در جغرافیا، فرهنگ و تاریخ ایران دارد. این کوه آتشفشانی خاموش با ارتفاعی حدود ۵۶۱۰ متر از سطح دریا، در دل رشتهکوه البرز و در شمال کشور قرار گرفته و چشماندازی باشکوه و منحصربهفرد به منطقه میبخشد.
عظمت این کوه از سویی آن را به مقصدی رؤیایی برای کوهنوردان و طبیعتگردان تبدیل کرده و از سوی دیگر، الهامبخش شاعران، نویسندگان و اسطورهپردازان ایرانی در طول قرون متمادی بوده است.
علاوه بر این، در آیینها و افسانههای ایرانی، دماوند همواره جایگاه قدرت، پایداری و آزادی را بهخود اختصاص داده است.
کوه دماوند در تاریخ سیزدهم تیر ماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.


گزارش برنامه صعود به قله دماوند (جبهه جنوبی)
در عصری گرم از روزهای میانی مرداد، قلبهایمان با اشتیاق و هیجانی ناب برای رویارویی با بام ایران میتپید.
طبق هماهنگی قبلی، رأس ساعت ۱۶:۳۰ روز دوشنبه ۱۳ مرداد، با یک دستگاه اتوبوس، حرکت خود را از شیراز به مقصد قله باشکوه دماوند آغاز کردیم. تیم ما متشکل از ۱۵ نفر از اعضای باشگاه کوهنوردی کوهسرخ گلستان شیراز بود و قرار بود یکی از همنوردان عزیز در تهران به جمع بپیوندد.
پس از تهران و عبور از جادههای پر پیچوخم و شهرهایی چون پردیس، بومهن، رودهن، آبعلی و امامزاده هاشم، سرانجام در ساعت ۶ صبح روز سهشنبه به قرارگاه فدراسیون در پلور رسیدیم. پس از استراحتی کوتاه و صرف صبحانهای سبک اما انرژیبخش، ساعت ۸ صبح با دو دستگاه پاترول به سمت رینه و در ادامه به سوی گوسفندسرا به راه افتادیم.
پس از پیمودن مسیری ۱۲ کیلومتری، ساعت ۸:۵۰ صبح به گوسفندسرا رسیدیم. کولههای سنگینمان را به قاطرها سپردیم تا سبکبالتر و رها، راهی مسیر صعود شویم. ساعت ۹:۵۰، پس از گرفتن چند عکس یادگاری در کنار مسجد گوسفندسرا با پسزمینهی قلهی مهربان اما مقتدر دماوند، و پس از توضیحات سرپرست در خصوص روند صعود، وظایف سرقدم، عقبدار و امدادگر، صعود رسمیمان به سوی بارگاه سوم آغاز شد.
آفتاب مرداد، آن روز میانهرو بود و در ارتفاعات نخست، هوا ملایم و دلپذیر بود. تیم با گامی یکنواخت و همدل، با هدف همهوایی بهتر و حفظ انرژی، مسیر پاکوب را در پیش گرفت.
مناظر مسیر، از دشتهای گلدار گرفته تا سنگلاخهای خاموش، هر کدام حکایتی داشتند و آرامآرام، ما را به بلندای ابرها نزدیکتر میکردند.
سرانجام در ساعت ۱۵:۳۰ به ارتفاع حدود ۴۲۰۰ متری، بارگاه سوم رسیدیم. به دلیل ازدحام کوهنوردان، یافتن محل مناسب برای کمپ کار سادهای نبود، اما با تلاش و همراهی تیم، نقاطی مناسب برای برپایی چادرها یافت شد. پس از تحویل گرفتن کولهها و برپا کردن چادرها، اعضا به استراحت، صرف غذا و ثبت لحظاتی بهیادماندنی پرداختند.
ساعت ۲۰:۳۰، جلسهای توسط سرپرست برگزار شد. در این جلسه، آخرین نکات برای صعود به قله، وضعیت، و زمانبندی حرکت توضیح داده شد. قرار شد بیدارباش در ساعت ۲ بامداد چهارشنبه و شروع حرکت در ساعت ۳:۳۰ باشد.
بامداد چهارشنبه، در تاریکی کامل و در هوایی سرد اما پرشور، ساعت ۲ صبح بیدار شدیم. هدلایتها بر پیشانی، کولهها بر دوش، دلها پر از شوق…
ساعت ۳:۳۰، به سرقدمی سرپرست تیم، حرکت به سوی قلهی افسانهای آغاز شد.
نورهای ضعیف هدلایتها، مسیری باریک اما روشن در تاریکی شب ایجاد کرده بود. هرچه ارتفاع میگرفتیم، طلوع کمکم چهرهی جهان را عیان میکرد.
با گذشتن از شیبهای تند، همراه با تنفسهای سنگین اما استوار، تیم با انسجام و قدرت در حرکت بود.
و در نهایت، ساعت ۱۴:۰۰، تیم ما با تمامی نفرات بر فراز قلهی سرافراز دماوند ایستاد. بر بام ایران زمین، در آغوش آسمان، جایی که تنها سکوت است و عظمت.
اشک شوق در چشمانمان حلقه زد. اینجا جایی بود که نه فقط پا، بلکه روحمان نیز به آن صعود کرده بود.
پس از ثبت عکسهای یادگاری و تجربهی حس بینظیر فتح، ساعت ۱۴:۴۵، حرکت بازگشت به سمت بارگاه سوم آغاز شد.
فرود از مسیر شناسکی انجام شد. مسیری چالشبرانگیز، اما با سرعت بیشتر.
با وجود خستگی، هنوز دلهایمان روی قله مانده بود…
ساعت ۱۹ عصر به بارگاه سوم بازگشتیم. یک شب دیگر در کنار دماوند عزیز ماندگار شدیم و شب را در آرامش و سکوت کوهستان گذراندیم.
صبح روز پنجشنبه، ساعت ۶، بیدارباش زده شد. وسایل سریع جمعآوری شد و ساعت ۷:۴۵، کولهها به قاطرها تحویل داده شد.
ساعت ۸:۰۰ صبح، با عکس یادگاری خداحافظی از بارگاه، مسیر بازگشت به گوسفندسرا را آغاز کردیم.
مسیر بازگشت، اگرچه رو به پایین بود، اما هر گامی با خاطراتی عمیق و احساس افتخار آمیخته بود. ساعت ۱۲:۱۰ ظهر به گوسفندسرا رسیدیم، بارها را تحویل گرفتیم و با لندرورها به سمت آبگرم لاریجان رفتیم.
در لاریجان، آبتنی در چشمههای آبگرم، خستگی را از جسممان زدود و نهار گرم و دلچسب، جانمان را تازه کرد. سپس، به سمت پلور حرکت کرده و رأس ساعت ۲۰:۰۰، سوار بر اتوبوسی شدیم که از پیش هماهنگ شده بود و به سوی خانه، شیراز، راه افتادیم.
ساعت ۱۰ صبح روز جمعه، در حالی که دلمان هنوز در آغوش دماوند جا مانده بود، به شیراز رسیدیم و این برنامهی غرورآفرین به پایان رسید. و تیم باشگاه کوهنوردی کوهسرخ گلستان شیراز، با اتحاد، همدلی و تلاش، موفق شد در مسیری دشوار اما بینهایت زیبا، به قلهی رؤیاها دست یابد.
سالم و برقرار باشید.
رسول ناصری پور








