











به نام یزدان پاک “آرزو می کنم ،امسال سال خوبی برای همه مردم جهان و مردم ایران زمین وهمه همنوردان .باشد

گزارش صعود به قله رُنج ممسنی
مجری: باشگاه کوهنوردی گلستان شیراز
تاریخ اجرا:۴۰۳/۱/۱۷:
۲۸۵۰ متر ارتفاع قله :
۲۰۷۰ارتفاع شروع صعود وپایه کوه :روستای “بَربید:
زمان صعود :یک روزه
درجه سختی: متوسط
سرپرست و راهنما: آقای اکبر روشن
مربی: آقای محمدهادی بینازاده
امداد:بانو ماهرخ اُرُجی
میاندار : آقای نصیب ا… محمدی
عقب دار: آقای اسمائیل عوض پور
گزارش: معصومه دست خوش
عکس و فیلم: آقای غلامرضا فلاح
محیط زیست: آقای علیرضا زارع
سایر همنوردان صعود کننده:آقایان سعید چراغی، رضا اسحاقی،رضا اسماییلی، فریدون کاظمی،محمدصادق محمدی، حسین دوکوهکی،نعمت ا… قشقایی کوه
کوه بانوان، فاطمه مقیمی، زینب هوشمندقلاتی،فاطمه قجری بودندمسافت کوهپیمایی: ۱۷ کیلومتر
نکات کلیدی برنامه :انتن دهی خوب بود درمسیر اب نبود ولی در ابتدا وپایه کوه
چشمه ای برای نوشیدن بود(اگر چه بخاطر رعایت اصول بهداشت استفاده از ان توصیه نمی شود)
مسیرهای دسترسی به کوه رُنج ممسنی۱_سپیدان _روستای رود شیر زارع ،روستای بُربید۲_نورآباد _پل فهلیان _گردنه۳جاده بابا میدان _تنگ کهکو
کوه رُنج در کجاست ؟کوه رُنج در روستای بَربید محمد قلی یکی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس می باشد که در ۴۰ کیلومتری شمال شرقی این شهرستان است که از توابع بخش جوزاراست
مردم روستا اب لوله کشی ندارند وبا گالن پلاستیک وچهارپایان آب مورد نیاز توسط مردم انجام می گیرد.امرار معاش مردم از دامداری وکشاورزی است .

گزارش صعود ؛بعد از هماهنگی های انجام شده توسط مدیران باشگاه گلستان شیراز در روز جمعه ۱۴۰۳/۱/۱۷همنوردان عزیزدر میدان دوم شهرک گلستان دیداری تازه کردند وساعت ۵/۴۵سوار مینی بوس شدیم اگر چه هر کس هنوز فکرش در خانه بودواینکه این عشق کوه تا کجاها که تو را نمیبرد بگذریم مسیر را از جاده سپیدان انتخاب کردیم وشهر وروستاها را پشت سر گذاشته ابتدا به روستای رودشیر وسپس به روستای بَربید رسیدیم ساعت ۸و۱۵ دقیقه بود پیاده شدیم

کوله ها این یار ورفیق قدیمی را بر شانه هایمان انداختیم ورهسپار دیار عشق(کوه) شدیم تابلوی روستا در سمت راست بود از همانجا حرکت را آغاز وارد جاده خاکی شدیم کوهستان چون دیوار ی دست نیافتنی به نظر می رسید وعجب شکوهی داشت براه افتادیم ابتدا ارام ارام وسپس با سرعتی بیشتر ،طبیعت روستا از جاده خاکی چون تابلویی نقاشی شده بود صدای خروسی از دور دستها می امد وسگها پارس می کردندما هم لذت می بردیم از سمت راست جاده خاکی رسما به کوهنوردی پرداختیم هوا دل به بهار داده بود اما زمین نمناکی زمستان، هنوز در جسمش باقی مانده بود وارد جنگلهای بلوط شدیم شیب تندی را بالا امدیم ویک ساعت بیشتر طول کشیده بود استراحت داده شد وما دل به طبیعت دادیم زمین از گلهای زرد وسفید وآبی سنگ فرش شده بود شکوفه های بلوط چون گوشواری از گوش دخترک بازیگوش اویزان بود نسیم خنکی می وزید وگویی قطعه ای از بهشت را نظاره میکردی

اما افسوس وصد افسوس این درختان که زیبائی وتاریخ کهن ملت ماست بدست سود جویان بی فرهنگ هر روزه به آتش کشیده می شوند وجز خاکستری چیزی باقی نمانده بعد از ساعتی پیمایش صدای شُر شُر اب توجه ها را جلب کرد ابی زلال از میان سنگها که روح را نوازش می داد استراحت کردیم وقول وقرار گذاشتیم که نهار را برگشتن همینجا بمانیم

ودوباره حرکت ، دیگر کامل کامل قله را می دیدیم که از راه دور برایمان طنازی میکرد وشیبی را که ازمیان دل سنگها باید می پیمودیم وبه قول دلم این شاید اخرین شیب باشد گیاهان چون کارده و اوندل وغیره از دل زمین سر برافراشته
بودند وگویی به روی مان لبخند میزدند و خوشامد می گفتند شیب نفس گیر را طی کردیم وبه دشتی سبز سبز از جاشیر رسیدیم که گاه گاهی با سرخی لاله های واژگون اراستگی خاصی داشت

همه وسوسه شدند وعکسهای تکی ودسته جمعی گرفته شدودوباره حرکت. باد خنکی از سوی قله می وزید ودر ان گرما لذتبخش بود بله ساعت ۱۲و۳۰ دقیقه روی قله بودیم وپیمایش ۴ ساعت پایان یافت عکس ها گرفته شد از روی قله قله های اطراف که هنوز برف زمستان بر انها بود دیده می شد مثل کوه تاسک و خط الراس دنا و… ساعت ۱۳و۱۵ دقیقه آهنگ فرود را زدیم در حالی که ان ادمی که صبح امده بودیم نبودیم دوستانی جدید وآشنایی با جغرافیای جدیدی از سرزمین بزرگ ایرانم بودیم ساعت ۲و۳۰ دقیقه بساط نهار راکنار چشمه ای که قرار گذاشته بودیم سفره گستردیم ونهار خوردیم ودوباره پایین امدیم وسوار مینی بوس شدیم وبرگشتیم، در پایان از زحمات مسئولین باشگاه و تمامی عوامل اجرایی این برنامه خوب قدردانی میکنیم…
گزارشگر معصومه دستخوش



