نوشته: گزارش صعود ستخرگزین

جلسه معارفه ی هیئت مدیره ی جدید باشگاه کوه سرخ گلستان شیراز "

به نام خدا

 :گزارش صعود

نام قله : ستخر گزین
تاریخ صعود: ۹۸/۱۰/۱۳
برگزارکننده: باشگاه کوهنوردی کوه سرخ گلستان شیراز
سرپرست وراهنما: خانم ماهرخ ارجی
مربی : آقای نظام کریمی
سرقدم : آقای داریوش جوانمردی
عقبدار: آقای سیدموسی طالبپور
مسوول فنی: آقای مجتبی صدق آمیز
عکاس: آقای خلیل موذن
امدادگر: آقای محمدصادق محمدی
گزارش واشعار: آقای فریدون کاظمی
:موقعیت جغرافیائی کوه
N30/03’35” و e052/ 43’40”
ارتفاع : تامجاوراستخر ۲۱۵۳متر
ارتفاع : تاقله سمت مشرق ۲۱۹۵متر
آنتن دهی : مناسب
نزدیکترین مرکز درمانی :  روستای گرم آباد حدود ۷ کیلومتر
:شرح گزارش
تعداد۱۱نفر از اعضای باشگاه ساعت ۶ صبح روز جمعه مصادف با تاریخ فوق ازمقابل فرهنگ سرای گلستان با یک دستگاه مینی بوس  حرکت وساعت ۷:۳۰در دامنه شمال شرقی کوه فوق الذکر پیاده شدند وبلافاصله تحت سرپرستی خانم ماهرخ اُرُجی با پیمایش منظم به سمت قله حرکت  نمودند . گروه درساعت ۸:۳۰در کمرکش کوه حدود نیم ساعت  به صرف صبحانه پرداختند وسپس پیمایش ادامه یافت . پس از   عبور از دست به سنگ مسیر وطی شیب نهائی ساعت ۱۰  بامدادبه راس کوه رسیدند ،وپس ازیازدید از استخر قدیمی که دارای آب قابل توجهی بود وسرو باستانی وتنومند و زیبا وکهنسال آن  به سوی قله در سمت مشرق پیمایش ادامه یافت  پس ازرسیدن به قله  واستراحتی کوتاه  در هوائی بسیار فرحبخش وبادورنمایی ازدشت های زیبای منطقه دوباره به سمت استخربازگشته و پس از صرف ناهار وادای  فریضه نماز ونیایش ، ساعت ۱۳:۱۵ فرود را آغاز وساعت ۱۵:۳۰ به دامنه کوه ودردشت  وبه ماشین رسیده وساعت ۱۵:۵۵ به سمت شیراز حرکت کردند . حدود ساعت ۱۷:۲۰ وارد شهرک گلستان شدند
برنامه ای بسیار جالب وجذاب به اجرا در آمد ، همه همراهان ازاین برنامه لذت بردند ، ازسرکار خانم ارجی سرپرست برنامه وهمکاری ومسئولیت پذیری تک تک اعضا کمال تشکر را دارد  . موفقیت  کلیه  همنوردان را درهمه مراحل زندگی ازدرگاه خداوند آرزومندیم

 

اشعاری درمورد ستخرگزین :سراینده فریدون کاظمی

گروهی زن و مرد باعقل ودین
همان کهنو۹ و ارجن و تنگسین
به فصل بهار است بسیارسبز
چنانکه تو گوئی بهشت برین
صعودش زسمت شمالی بود
که یک راه باریک بود و همین
در آن راه باریک سوی صعود
درآن پیچها از یسار ویمین
به هرجای آثاری ازباستان
اضافه به دیوارهای حصین
زمانی در آنجا به سر برده اند
گروهی زمردان عزم آهنین
برای حراست ز دروازه ها
مقر نگهبانی حافظین
ازآن صخره های ستبروخشن
تراشیده پله ره عابرین
به بالای کوهش اثربیشتر
که آباد بوده زمانی یقین
کهنسال سروی به بالای کوه
چنان سبز در صحنه همچون نگین
تنومند و پرشاخ و برگ و قوی
که خیره بمانند زآن ناظرین
یکی چند استخر از باستان
همه خشک و پرآب پایینترین
یکی چاه مانده زعهدقدیم
فرو رفته زآنجا به عمق زمین
ندانست کس عمق آن چاه را
هزارمتربیش است یا کمترین
ازآن خاطرات پر از رمزوراز
شده در ضمیرم اثرها رهین
زیاران “غمگین ” شده وعده ای
دراینجا نباشد سفر آخرین

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *