نوشته: گزارش برنامه اول کوه سیوند از چشمه پلنگی جمعه ۴۰۰/۲/۳۱

جلسه معارفه ی هیئت مدیره ی جدید باشگاه کوه سرخ گلستان شیراز "

به نام خدا
‌”والقی فی الارض رَواسی ان تمیدَ بکُم و….(.آیه ۱۵ سوره نحل )
و کوه های بزرگ را در زمین قرارداد تا از اضطراب و نگرانی برهید”….

نام برنامه:پیمایش کوه سیوند از چشمه پلنگی
مجری: باشگاه کوهنوردی کوهسرخ گلستان شیراز
تاریح:۱۴۰۰/۲/۳۱
تعداد شرکت کننده ها :۱۱نفر
وسیله ی نقلیه :مینی بوس

عوامل اجرایی
سرپرست و راهنما :آقای فریدون کاظمی
سرقدم : بانو زهرا مصطفوی
عقبدار:آقای محمود میری
عکاس: آقای جمشید پریزاد
مسوول محیط زیست:بانو شهربانو کیانی
گزارش : بانو شهلا بریزی
و سایر همنوردان؛
آقایان تورج یوسفی، اسعد جعفری
بانوان پروین فلاح، زمان کاظمی، مرضیه شهریاری

آنتن دهی :خوب
مسافت : هشت کیلومتر

شرح گزارش
 باهماهنگی های قبلی درساعت ۵/۴۵صبح روز یاد شده    ؛ گروه از روبروی فرهنگسرای شهرک گلستان حرکت کرده  و پس از سوارشدن همنوردان در مسیرها،وعبور از پلیس راه  وارد محور  جاده شیراز  اصفهان شدیم وپس از عبور از جاده مجاور پل خان  مرودشت  در ساعت ۷:۳۰  نزدیک ایستگاه راه آهن  (در غرب شهر سیوند)ودر دامنه  وپایین کوه  رسیدیم و از این محل صعود آغاز گردید.
پس از گذشتن از مسیر شیب دار و گاها شیب تند و گذر از کنار درختان تنومند و کهنسال و سرسبز بنه و دیگر درختان ساعت ۹تا ۹:۳۰ برای صرف صبحانه  کنار چشمه ی اول زیر تک درخت بنه ی زیبا که برگ های سرسبز و شاخه های بلند آن چون چتری وسیع سایه گستر کوهنوردان بود گذراندیم با حرکت در مسیر ساعت ۱۰:۱۰به چشمه ی دوم  ( بعلت خشکسالیهای پی در پی آب کمی داشت ) که  این آب گوارا وشیرین بوسیله لوله پولیکا به آبشخور ی برای دامهای عشایر وروستاییان تعبیه شده بود رسیدیم. وپس از تنفسی کوتاه و پر کردن بطری ها و نوشیدن آب خنک وگوارای چشمه به مسیر ادامه داده و با توجه به گرمی هوا و بنا برپیشنهاد  سرپرست  برنامه  در  ساعت ۱۳:۰۰  بر فراز قله ای اتراق کردیم و در این محل زیر سایه  درخت بنه ای دیگر که باد  ونسیم ملایمی در زیر آن   جریان داشت به استراحت و گرفتن عکس های یادگاری و نیایش و صرف ناهار پرداختیم  و حدود ساعت ۱۵:۰۰ حرکت و فرود از همان مسیر شروع شد،در  ساعت حدود ۱۶:۳۰برای مدتی در مجاورت چند درخت بزرگ و سایه سار دیواره ی کوه به استراحت و  راه انداختن آتش وتهیه  ودم کردن چای آتشی  پرداخته شد  که پس از نوشیدن چای  آتشی خستگی مسیر را فراموش کردیم  در این محل ودرطول مسیر رفت وبرگشت منظره ای زیبا از چرای  گله های  گوسفندان عشایر و بانگ جَرَس (زنگوله گردن گوسفند و بز)وصداهای  چوپانها وحرکت  دامها  همگی  آهنگی دلنشین وآرامبخش  وزیبا در دل طبیعت بکر منطقه  ودشت ودمن( که پوشیده از درختان سبز بنه کیالک ،کهکم وبوته های سبز ونیمه خشک کنگر و آویشن و….  ) نثار همنوردان طبیعت دوست مینمودند که این آهنگ  وصداهای روح نواز در پهنه   طبیعت زیبای منطقه  گسترده شده بود؛ و گروه  در ساعت ۱۸:۰۰به دامنه  کوه وکنار جاده رسید و پس از سوارشدن  مینی بوس در ساعت ۱۹:۴۵ با سلامت کامل وخاطره ای زیبا از یک برنامه خوب به شیراز و شهرک گلستان رسیده و به جمع خانواده پیوستیم

و به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچنان باقیست💐..

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *