به نام خالق کوه های برافراشته واستوار و دره های عمیق و سر سبز!
به کوهی آمدم گردو کَنک نام
میان جنت او بگرفته آرام
طبیعت فرش کرده آن زمین را
یکی فرش زمردگون و گل اندام
گزارش برنامه :
نام برنامه : تنگ گردو کَنک (آنچه از گردو را که مغزش به دشواری درآید گردوی کنک وسوزنی گویند* لغت نامه دهخدا*)
به این منطقه درگویش محلی گردو کنگک هم گفته میشود .
تاریخ اجرا:۱۴۰۰/۳/۲۸
مجری:باشگاه کوهنوردی کوهسرخ گلستان شیراز
فاصله ی نقطه شروع(شهرک گلستان )تا محل مورد نظر : حدود۱۲۰ کیلومتر
آنتن دهی : مناسب
مسافت پیمایش رفت وبرگشت: یازده و نیم کیلو متر
ارتفاع :۲۲۰۰ متر
نزدیک ترین مرکز درمانگاهی : خانه بهداشت روستای گردو کَنک
تعداد شرکت کننده ها : ۱۶ نفر
پوشش گیاهی : درختان بلوط ،بنه ،بید، گردو، ارژن ،تاغ، گیلاس وحشی، چنار، ، درخت شن، سنجد وحشی، تمشک و گیاهان چویل بُلهَر، ریواس، جاشیرو ریواس و لاله ی واژگون وسایر گیاهان مرتعی
جانوران وپرندگان منطقه: گنجشک سانان ،دم جنبانک ،سهره ، خرس ،گراز شغال ،کفتار ،خرس ،گرگ ،روباه،سنجاب ،خرگوش
عوامل اجرایی:
سرپرست: بانو زهرا ریاستی
مسوول فنی :آقای جمشید پریزاد
راهنما و سرقدم:بانو پریوش ابراهیمی
عقبدار : آقای اسعد جعفری
امداد گر: بانو زینب شفیعی
عکاس:آقای حسین بمبئی رو
محیط زیست:بانو ماهرخ اُرُجی
گزارش : بانو شهلا بریزی
و سایر همنوردان، بانوان، زهرامصطفوی، پروین فلاح، مریم عمادی، شهربانو کیانی، فرشته نظری، پریسا طهماسبی، سارا حق گو، بهنیا زارع
:شرح گزارش
با توجه به هماهنگی های انجام شده توسط مدیران داخلی باشگاه وسرپرست برنامه تعداد ۱۶ نفر از همنوردان درساعت ۵/۳۰ صبح روز جمعه مورخ ۴۰۰/۳/۲۸ با یکدستگاه مینی بوس وبا رعایت پروتکلهای بهداشتی وزدن ماسک از روبروی فرهنگسرای شهرک گلستان حرکت و پس از گذشتن از دوراهی قلات به سمت سپیدان نیم ساعتی درمجتمع خدمات رفاهی دالین به صرف صبحانه پرداخته شد و در ساعت ۷/۱۰دقیقه به طرف مسیر حرکت نموده وبعد عبور از کمربندی شهر اردکان و تنگ تیزاب وورود به جاده ی قدیم یاسوج بعد از سد مخزنی تنگ سرخ، وروستای اسلام آباد،به اولین فرعی سمت راست رسیدیم وبا طی مسافتی حدود ۵کیلومتر خاکی وعبور از پل فلزی برروی رودخانه در ساعت ۸/۳۰ به محل آغار پیمایش درمجاورت طرح پرورش ماهی راز مینی بوس پیاده شدیم وبلافاصله پیمایش آغاز شد.
از ابتدای مسیر شاهد درختان گردو و جاری بودن آب درکف دره و چند طرح بزرگ پرورش ماهی قزل آلا بودیم، هرچه به جلو پیش میرفتیم به درختان کهنسال و سربه فلک کشیده و تنومند و نهر خروشان مواجه می شدیم، درختان بلند قامت که برگ های آن ها به هم پیچیده بودند و گاه گُذاری اجازه سرک کشیدن خورشید می دادند تا با پرتوهای درخشانش خودنمایی کند و با وزش باد آبی آسمان نیز بین طلایی خورشید و سبزی برگ ها نمایان می شد که با صدای خروشان آب درکف دره تکه ای از بهشت را تداعی میکرد و روح و روان همنوردان همدل را تازه میگردانید!
بعد از ساعتی پیمایش و گذر از این مکان های زیبا به آبچک هاو چشمه های کوچک زیبا که از دیواره کوه سرازیر بودند و باعث رویش جلبک هاو گیاهان آویزان شده بود رسیدیم زمانی به استراحت و گرفتن عکس های یادگاری پرداخته و پیمایش را ادامه داده و در مسیر به خشکی رسیدیم که فکر کردیم شاید بخاطر بارش کم ، امسال آبشار خشک شده باشد، اما پس از پیمایش مسافتی صدای خروش آب شنیده میشد و امیدوار به وجود آب شدیم و هرچه جلو تر میرفتیم صدای خروش و برخورد آب به سنگ ها بیشتر میشد وهراز مدتی با عبور از پاکوب ها وگذر از سمت چپ وراست رودخانه ودرجاهایی عبور از کف رودخانه که گاهی عمق آب تا زانو وبالاتر میرسید وصدای زیبای آب وبرخورد با سنگها وسردی غیرقابل باور آب باعث خنده و شادی وشعف همنوردان که اکثریت آنها خانمها بودند را فراهم کرده بود.در ساعت ۱۲:۱۰دقیقه به آبشار بس بزرگ و زیبا و پر آب رسیدیم، ساعتی درآن مکان زیبا با شادی و نشاط وافر گذراندیم (هرچند دل کندن از آن دره ی زیبا و آبشار خروشان و آبگیر زیبا سخت بود) تصمیم به برگشت گرفته شد.
ساعت ۱۴/۲۰تا ۱۶/۳۰ در مسیر برگشت برای خوردن ناهار و نیایش و استراحت سپری شد و دراین محل یکی از بانوان فرهنگی همنورد ازباشگاه دیگر نیز با شاهنامه خوانی خیلی زیبا، لذت وزیبایی این برنامه را دوچندان نمود. مسیر برگشت همان مسیر زیبای رفت بود همگی شاد و سرمست از زیبایی طبیعت و سپاسگزار از چنین خالق بی همتایی ساعت ۱۷:۳۵ دقیقه به مینی بوس مربوطه رسیده سوار شدیم و درسلامتی کامل در ساعت ۲۰/۱۵ دقیقه به شیراز و شهرک گلستان رسیده و به جمع خانه و خانواده برگشتیم . به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است .
.












با درود فراوان برنامه بسیار زیبا وپر آرامشی بود ،همیشه بر فراز وهمیشه سر فراز باشید .