بنام خدا
گزارش برنامه
نام برنامه : پیمایش ارتفاعات بهشت گم شده.
مجری : باشگاه کوهنوردی کوه سرخ گلستان شیراز
تاریخ : ۴۰۰/۸/۲۱
درجه سختی : متوسط
تعداد شرکت کننده : ۱۷ نفر
وسیله نقلیه :مینی بوس
نزدیکترین مرکز درمانی : مهجن آباد مرکز کامفیروز حدود ۱۰ کیلومتر
مسافت پیمایش: بیش از ۸/۵کیلومتر
آنتن دهی : مناسب
سرپرست : خانم پریوش ابراهیمی
راهنما و مسوول فنی : آقای محمد هادی بینازاده
سرقدم : آقای کرامت الله رضایی
عقبدار : آقای حیدر طاهری
مسوول محیط زیست: خانم ماهرخ اُرُجی
امدادگر: خانم زینب شفیعی زاده
عکاس آقای محمدحسین بمبیی رو
گزارشگر : آقای فریدون کاظمی
سایر شرکت کنندگان: بانوان : پروین فلاح، شهلا بریزی، مرجان طاهری، سارا حقگو، مریم شیخی، زهرا حقیقی راد، زمان کاظمی، پریسا طهماسبی و اعظم افتاده



شرح گزا ش:
با هماهنگیهای صورت گرفته توسط سرکارخانم ابراهیمی در ساعت ۶ بامدادروز جمعه ۲۱آبانماه ازمقابل فرهنگسرای گلستان حرکت آغاز شد ، وپس از عبور در مسیر جاده سپیدان ودوراهی بیضا وگذشتن از روستای تنگ خیاره و شهر بیضا وارد جاده کامفیروز شده ودر ساعت ۸:۳۰ به دروازه بهشت رسیدیم (وبا توجه به بعد مسافت به منظور صرفه جویی در زمان صبحانه در مینی بوس صرف شد ). و بلافاصله پیمایش و صعود آغاز گردید. منطقه ای که ورود به آن در واقع ورود به بهشت بود. درختان رنگارنگ با الوان پاییزی ونهر جاری زیر آنها بخوبی قول قرآن کریم که می فرماید «… تجری من تحتها الانهار» را در نظرها مجسم می کرد. همنوردان با نهایت احتیاط در تعقیب سرقدم به آرامی مراحل مختلف مسیر، از میان آن مناظر دلنشین در حالی که صدای شر شر رودبار جاری در زیر درختان همچون نغمه زیبایی گوشهارا نوازش می داد، دست به سنگهایی که بر اثر ریزش آب و عبور مردم، لغزنده شده وبعضی نیز خطر به همراه داشت را پشت سر گذاشتند. درختان چنار سر به فلک کشیده و گردو وبلوط و بیدهای پر شاخ و برگ و تنومند و عشقه هایی که به جدار دیواره ها ودرختان رفیع با عشق فراوان به یار خود تکیه کرده و با مهر آن را در آغوش کشیده اند، چشمهارا خیره کرده بود. در قسمتهای بالای تنگه در جاییکه نسبت به جاهای دگر وسیع تر به نظر می رسید و درختان بلند وپر شاخ و برگی را درخود جای داده بود، متاسفانه مورد بی مهری و ظلم سود جویان و از خدا بی خبران قرار گرفته وبا چشم طمع به قطعه کوچکی زمین، آتش را به جان این طبیعت زیبا انداخته وبا سوزاندن آن درختان نازنین لکه ای سیاه چون دل خودشان در آن چهره رنگین وزیبای یکی از بی نظیر ترین تابلوهای طبیعت بجای گذاشته بودند. این مساله موجب نگرانی ودل آزردگی کوهنوردان گردید. حدود ساعت ۱۱:۳۰باران رحمت الهی باریدن گرفت، که با راهنمایی خوب آقای بینازا ده همنوردان به نقطه ای هدایت شدند که صخره ای عظیم، پناهگاه و شکفت بزرگی را بوجود آورده وجای بسیار مناسبی برای محافظت از باران در اختیار کوهنوردان قرار گرفت.
در آنجا حدود ۲ساعت با روشن کردن آتش، به استراحت و صرف ناهار و ادای فریضه ظهر و عصر پرداختند وساعت ۱۳:۳۰که باران هم به پایان رسیده بود، دوباره پیمایش آغاز وراه بازگشت از روستایی کوچک و زیبا که در بالاترین صفحات کوه واقع است می گذشت. لازم به ذکر است که این روستا در آن ارتفاعات از نعمت برق منطقه ای واینترنت و پنلهای انرژی خورشیدی برخوردارند. بعد از عبور از روستای «جیدرزار» راه فرود ادامه یافت و ساعت ۱۷ به ماشین رسیده وبه سمت شیراز حرکت نموده . حدود ساعت ۱۹:۳۰ در شهرک گلستان همه به سلامت به آغوش خانواده رسیدیم ، و به این ترتیب یکی از زیباترین پیمایشها در تاریخ فعالیت این باشگاه به اتمام رسید. جا دارد از سرپرست و راهنمای برنامه تشکر ویژه واز هیات مجری و کلیه شرکت کنندگان سپاسگزار باشیم به امید ادامه چنین برنامه هایی
قصیده کوتاه زیر درمورد این برنامه تقدیم همنوردان می شود.
سحرگاهان به عزم کوهساران
گروهی عضو باشگاه گلستان
بهشت گم شده آنجا هدف بود
که نام پیش از اینش تنگ بستان
درآن تنگه ز جنت قطعه ای بود
به زیبایی نماید خیره چشمان
تمام صحنه ی آن قطعه پاک
نمای دلستان بودش ز رضوان
درختان رنگ رنگ در فصل پاییز
به لمس باد بودش برگ ریزان
بلوت و کهکم و بید کهن سال
چنار و گردو ی پر شاخساران
بهم پیچیده شاخ و برگ اشجار
شده گسترده سطح سایساران
روان زیردرختان رودباری
ندای آن به گوش کوهیاران
چناران قد کشیده سربه افلاک
عشقه بر فرازش رفته پیچان
صدای خش خش برگ درختان
بسان نغمه ای در گوش یاران
بویژه که شده آمیخته باهم
صدای کل زجمع خوب نسوان
صدای شادی و پژواک کل بود
درخت و کوه و جنگل جمله رقصان
به ضرب باد پیچان بود جنگل
تماشایی بدش رقص درختان
زآب چشمه بالای تنگه
روان آبی بپیچد همچو ماران
چه خوش پیمایشی در آن طبیعت
بویژه که شود همراه باران
همه لذت ازاین برنامه بردند
یکی پیمایش زیبا و شادان
ازاین برنامه بس شاد است «غمگین»
که در خاطر بماند یادگاران
سراینده : فریدون کاظمی
















باسلام، درخت بلوت، درختی است که در زاگرس ایران است. نامش ایرانی وفارسی است، اما «ط» یک حرف عربی است. گرچه وارد زبان فارسی شده اما فقط درواژه های عربی به کار می رود. درگذشته اشتباها بعضی واژه های فارسی را با «ط» می نوشتند که دیگر این کار را نمی کنند مثل طهران، اسطهبان و طور (به معنی پارچه های مشبک) که الآن با «ت» نوشته می شوند، بلوت از همین گروه واژه هاست بنابراین باید در این گزارش مجددا آن را به حالت اول برگردانند ممنونم.